قسم میخورم...

خرید بک لینک
گفت دانایی که: گرگی خیره سرهست پنهان در نهاد هر بشرلاجرم جاری است پیکاری سترگروز و شب، مابین این انسان و گرگزور بازو چاره ی این گرگ نیستصاحب اندیشه داند چاره چیستای بسا انسان رنجور پریشسخت پیچیده گلوی گرگ خویشوی بسا زور آفرین مرد دلیرهست در چنگال گرگ خود اسیرهر که گرگش را در اندازد به خاکرفته رفته می شود انسان پاکو آنکه از گرگش خورد هردم شکستگرچه انسان می نماید گرگ هستو آن که با گرگش مدارا می کندخلق و خوی گرگ پیدا می کنددر جوانی جان گرگت را بگیر!وای اگر این گرگ گردد با تو پیرروز پیری، گر که باشی هم چو شیرناتوانی در مصاف گرگ پیرمردمان گر یکدگر را می درندگرگ هاشان رهنما و رهبرنداینکه انسان هست این سان دردمندگرگ ها فرمانروایی می کنندو آن ستمکاران که با هم محرم اندگرگ هاشان آشنایان هم اندگرگ ها همراه و انسان ها غریببا که باید گفت این حال عجیب؟... قسم میخورم......

ما را در سایت قسم میخورم... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 29 تاريخ: پنجشنبه 14 تير 1403 ساعت: 3:21

صفحه بندی